گروه آموزشی قاصدک
ورود شما را گرامی می داریم و پذیرای نظرات سازنده ی شما هستیم.
نويسندگان
لینک دوستان
 

قرآن مثل و مانند ندارد
سؤال: از کجا مى گوئید که مثل قرآن را نیاورده اند؟

جواب: نظرى به تاریخ اسلام پاسخ این سؤال را روشن مى سازد; زیرا در داخل کشورهاى اسلامى در زمان پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و پس از او حتى در خود «مکّه» و «مدینه» مسیحیان و یهودیان سر سخت و متعصبى مى زیستند که براى تضعیف مسلمان از هر فرصتى استفاده مى کردند و علاوه در میان مسلمانان جمعى «مسلمان نما» که قرآن مجید آنها را «منافق» نام نهاده، زندگى داشتند که نقش جاسوسى بیگانگان بر عهده آنان بود (مانند آنچه درباره «ابو عامرِ» راهب و هم دستان او از منافقان «مدینه» و چگونگى ارتباط آنها با امپراطور روم در تواریخ نقل شده که منتهى به ساختن «مسجد ضرار» در «مدینه» شد، و آن صحنه عجیبى را که قرآن در سوره «توبه» به آن اشاره کرده است به وجود آورد). مسلماً این دسته از منافقان، و آن عده از دشمنان متعصب و سرسخت، که به دقت مراقب اوضاع مسلمین بودند و از هر جریانى که به زیان مسلمانان بود استقبال مى کردند، اگر به چنین کتابى دسترسى پیدا کرده بودند براى در هم شکستن آنها تا آنجا که مى توانستند آن را نشر مى دادند و یا لااقل در حفظ و نگهداریش مى کوشیدند. و لذا مى بینیم: حتى افرادى که به احتمال ضعیفى ممکن است به معارضه با قرآن برخاسته باشند، تاریخ نام آنها را ضبط کرده است از جمله: نام «عبداللّه بن مقفع» را برده اند که او کتاب «الدرة الیتیمة» را به همین منظور نوشته است.در صورتى که کتاب مزبور، هم اکنون در اختیار ما است و چندین بار چاپ شده است و کوچک ترین اشاره اى در آن کتاب، به این مطلب نشده است، نمى دانیم چطور این نسبت را به او داده اند؟ نام «متنبِّى» «احمد بن حسین کوفى»، شاعر را نیز در این زمره ذکر کرده اند، که ادعاى نبوت نموده است، در صورتى که قرائن زیادى نشان مى دهد داعیه او بیشتر بلندپروازى و حسّ جاه طلبى بوده است. «ابوالعلاى معَرِّى» نیز متهم به این امر شده است، گر چه از او سخنان زننده اى نسبت به اسلام نقل شده، اما هیچ وقت داعیه مبارزه با قرآن را نداشته است بلکه جملات جالبى درباره عظمت قرآن گفته است.ولى «مسیلمه کذاب» از مردم «یمامه» مسلماً از کسانى است که به مبارزه با قرآن برخاسته و به اصطلاح آیاتى آورده است که جنبه تفریحى آن بیشتر است.بد نیست چند جمله از آنها را در اینجا بیاوریم:
الف ـ در برابر سوره «الذاریات»، این جمله ها را آورده است: وَ الْمُبَذِّراتِ بَذْراً وَ الْحاصِداتِ حَصْداً وَ الذّارِیاتِ قَمْحاً وَ الطّاحِناتِ طَحْناً وَ الْعاجِناتِ عَجْناً وَ الْخابِزاتِ خُبْزاً وَ الثّارِداتِ ثَرْداً وَ اللاّقِماتِ لَقْماً إِهالَةً وَ سَمْناً: «قسم به دهقانان و کشاورزان، قسم به درو کنندگان، قسم به جدا کنندگان گندم از کاه، قسم به آرد کنندگان گندم، قسم به خمیر کنندگان، قسم به نان پزندگان، قسم به تریدکنندگان! قسم به آن کسانى که لقمه هاى چرب و نرم بر مى دارند»!!
ب ـ یا ضِفْدَعُ بِنْتَ ضِفْدَع، نَقِى ما تَنْقِیْن، نِصْفُکَ فِى الْماءِ وَ نِصْفُکَ فِى الطِّیْنِ، لاَ الْماءُ تَکْدِرِیْنَ وَ لاَ الشّارِبُ تَمْنَعِیْنَ: «اى قورباغه دختر قورباغه! آنچه مى خواهى صدا کن! نیمى از تو در آب و نیمى دیگر در گل است، نه آب را گل آلود مى کنى، و نه کسى را از آب خوردن جلوگیرى مى نمائى»!(1)

1. تفسیر نمونه، جلد 1، صفحه 170.

[ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ] [ سید عبدالهی ]
درباره وبلاگ

موضوعات وب