گروه آموزشی قاصدک
ورود شما را گرامی می داریم و پذیرای نظرات سازنده ی شما هستیم.
نويسندگان
لینک دوستان
 

خاموشى خورشید
 
سؤال: چگونه کشف علمى پایان منبع انرژى خورشید مى تواند دلیل بر اعجاز قرآن باشد؟

جواب: قبل از هر چه، باید بدانیم: خورشید، این کانون حیات بخش منظومه ما، گر چه نسبت به ستارگان آسمان ستاره متوسطى است، ولى در حد ذات خود و نسبت به کره زمین فوق العاده عظیم است، طبق بررسى دانشمندان حجم آن یک میلیون و و سیصد هزار مرتبه از زمین بزرگ تر است! منتها چون فاصله اى در حدود یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر با ما دارد، به اندازه فعلى دیده مى شود.
براى تجسم عظمت و وسعت خورشید، همین اندازه کافى است که: اگر کره ماه و زمین را با همین فاصله اى که الآن بین آنها وجود دارد به داخل خورشید منتقل کنیم، ماه به آسانى مى تواند دور زمین بگردد، بى آن که از سطح خورشید خارج شود!
حرارت سطح خورشید را بالغ بر شش هزار درجه سانتیگراد! و حرارت عمق آن را بالغ بر چند میلیون درجه مى دانند!!!
هر گاه بخواهیم وزن خورشید را بر حسب تن بیان کنیم، باید عدد «2» را بنویسیم و بیست و هفت صفر، پهلوى آن بگذاریم (یعنى دو میلیارد میلیارد میلیارد تن)!
از سطح خورشید، شعله هائى زبانه مى کشد که ارتفاع آن گاه بالغ بر یکصد و شصت هزار کیلومتر است، و کره زمین به آسانى در وسط آن گم مى شود; چرا که قطر کره زمین بیش از دوازده هزار کیلومتر نیست.
و اما، منبع انرژى حرارتى و نورانى خورشید بر خلاف آنچه بعضى تصور مى کنند، ناشى از سوختن نیست; چرا که به گفته «جورج گاموف» در کتاب «پیدایش و مرگ خورشید»، اگر جرم خورشید از زغال سنگ خالص ساخته شده بود و در زمان نخستین فرعون مصر آن را آتش زده بودند، باید تا امروز تمام آن سوخته و چیزى جز خاکستر بر جاى نمانده باشد، هر نوع ماده سوختنى دیگرى به جاى زغال سنگ فرض کنیم، همین اشکال را دارد.
حقیقت این است که: مفهوم سوختن در مورد خورشید صادق نیست، آنچه صدق مى کند انرژى حاصل از تجزیه هاى اتمى است، و مى دانیم این انرژى فوق العاده عظیم است.
بنابراین، اتمهاى خورشید دائماً در حال تجزیه و تشعشع و تبدیل به انرژى است، که طبق محاسبه دانشمندان هر ثانیه اى که بر او مى گذرد چهار میلیون تن از آن کاسته مى شود! اما حجم خورشید به قدرى عظیم است که با گذشت هزاران سال، خم به ابرو نمى آورد، و کمترین تغییرى ظاهراً در وضع آن حاصل نمى شود.
ولى، باید دانست همین امر در دراز مدت به فنا و نابودى خورشید کمک مى کند، و سرانجام این جرم عظیم لاغر و لاغرتر و کم فروغ و عاقبت بى نور مى شود، این امر درباره سایر ستارگان نیز صادق است.
بر این اساس، آنچه در آیات 1و 2 سوره «تکویر» (إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ) «آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود. * و ستارگان بى فروغ شوند.» آمده پیرامون تاریک شدن خورشید و متلاشى شدن ستارگان آمده است، حقیقتى است که با علم امروز کاملاً هماهنگ مى باشد، و قرآن زمانى این حقایق را بیان کرده که نه تنها در محیط «جزیره عربستان»، که در محافل جهان علمى آن روز نیز از این مسائل خبرى نبود.(1)
 
 
1- تفسیر نمونه، جلد 26، صفحه 195.

بقیه را در ادامه ی مطلب پیگیری کنیدبای بای


خلقت انسان
سؤال: چگونه بیان مراحل خلقت انسان مى تواند دلیل بر اعجاز قرآن باشد؟
 
جواب: پاسخ این سؤال در آیات 7 ـ 5 سوره «حج» آمده است. این آیات خلقت انسان را در یک مسیر هفت مرحله اى تشریح کرده است.
نخست زمانى که خاک بود، ممکن است منظور از خاک در اینجا خاکى باشد که: آدم از آن آفریده شد. و نیز امکان دارد اشاره به این باشد که: همه انسان ها قطع نظر از این نیز، از خاکند، چرا که تمام مواد غذایى که نطفه را تشکیل مى دهد و سپس مواد تغذیه کننده آن، همه از خاک گرفته مى شوند.
مرحله دوّم، مرحله «نطفه» است، خاک این موجود ساده و پیش پا افتاده، و خالى از حس و حرکت و حیات، تبدیل به نطفه مى شود; نطفه اى که از موجودات زنده ذره بینى اسرار انگیزى تشکیل یافته که در مرد «اسپرم» و در زن «اُوُول» نامیده مى شود، این موجودات ذره بینى شناور، به قدرى کوچکند که در نطفه یک مرد، ممکن است میلیون ها «اسپرم» وجود داشته باشد! تحولات پى در پى و شگفت انگیز جنین در عالم رحم، به همان اندازه عجیب است که فى المثل سنجاق کوچک ساده اى با گذشت چند ماه، تبدیل به یک هواپیما گردد!
و در مرحله سوّم: نطفه به مرحله علقه مى رسد و سلول هاى آن همچون یک دانه «توت» بدون شکل (به صورت یک قطعه خون بسته) در کنار هم قرار مى گیرند که آن را در زبان علمى «مورولا» مى نامند. بعد از گذشت مدت کوتاهى حفره تقسیم، که سرآغاز تقسیم نواحى جنین است پیدا مى شود (و جنین را در این مرحله «لاستولا» مى نامند).
در مرحله چهارم، کم کم جنین، شکل یک قطعه گوشت جویده شده به خود مى گیرد، بى آن که اعضاى مختلف بدن در آن مشخص باشد.
اما ناگهان در پوسته جنین تغییراتى پیدا مى شود، و شکل آن متناسب با کارى که باید انجام دهد تغییر مى یابد و اعضاى بدن کم کم ظاهر مى شود، اما جنین هایى که از این مرحله نگذرند، و همچنان به صورت سابق و یا ناقص بمانند، ساقط مى شوند، و از رده خارج مى گردند.
سپس به مراحل سه گانه پنجم و ششم و هفتم جنین که بعد از تولد صورت مى گیرد، یعنى «طفولیت»، «بلوغ» «پیرى» اشاره کرده است.
سخن گفتن قرآن از این مراحل مختلف جنین در آن روز که نه علم جنین شناسى به وجود آمده بود و نه مردم اطلاع قابل ملاحظه اى درباره دوران جنینى انسان داشتند، خود گواه زنده اى است به این که این کتاب بزرگ از جهان وحى و ماوراء طبیعت سرچشمه مى گیرد.(1)
 
 
1. تفسیر نمونه، جلد 14، صفحه 34.

اعجاز علمى قرآن در حرکت خورشید
سؤال: بیان حرکت دورانى و جریانى خورشید در قرآن چگونه دلالت بر اعجاز علمى آن دارد؟

جواب: در آیه 38 سوره «یس» مى خوانیم: «خورشید نیز براى آنها آیتى است که پیوسته به سوى قرارگاهش در حرکت است»! (وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرّ لَها).این آیه، به وضوح حرکت خورشید را به طور مستمر، بیان مى کند، اما در این که: منظور از این حرکت، چیست؟ مفسران بحثهاى فراوان دارند: گروهى، آن را اشاره، به حرکت ظاهرى خورشید بر گرد زمین مى دانند، که این حرکت تا پایان جهان ـ که در حقیقت قرارگاه خورشید و پایان عمر اوست ـ ادامه دارد. بعضى دیگر، آن را اشاره، به میل شمس در تابستان و زمستان به سوى شمال و جنوب زمین، دانسته اند; زیرا مى دانیم: خورشید از آغاز بهار از خط اعتدالى به سوى شمال متمایل مى شود، و تا مدار 23 درجه شمالى پیش مى رود، و از آغاز تابستان، به عقب باز مى گردد تا در آغاز پائیز باز به خط اعتدالى مى رسد، و همین خط سیر را تا آغاز زمستان به سوى جنوب ادامه مى دهد، و از آغاز زمستان به سوى خط اعتدال حرکت مى کند و در آغاز بهار به آن مى رسد. البته، تمام این حرکات، در واقع ناشى از حرکت زمین و تمایل محور آن نسبت به سطح مدارش مى باشد، هر چند در ظاهر، و به حسب حسّ، مربوط به حرکت آفتاب است. بعضى دیگر، آن را اشاره، به حرکت وضعى «کره آفتاب» دانسته اند، زیرا مطالعات دانشمندان به طور قطع ثابت کرده که: خورشید به دور خود گردش مى کند.آخرین و جدیدترین تفسیر، براى آیه فوق همانست که اخیراً دانشمندان کشف کرده اند، و آن حرکت خورشید، با مجموعه منظومه شمسى در وسط کهکشان ما، به سوى یک سمت معین و ستاره دور دستى که آن را ستاره «وگا» نامیده اند، مى باشد. «دوران» در لغت عرب، به حرکت دایره مانند گفته مى شود، در حالى که «جریان» اشاره به حرکات طولى است، جالب این که: در آیه فوق، براى خورشید هم حرکت جریانى قائل شده، و هم دورانى، یک جا مى گوید: «وَ الشَّمْسُ تَجْرِى...» و در آیه 40 همین سوره، از شناور بودن خورشید در فلک (مسیر دایره مانند) سخن مى گوید «کُلٌّ فِی فَلَک یَسْبَحُونَ ». آن روز، که این آیات نازل شد، فرضیه هیئت «بطلمیوس» با قدرت هر چه تمام تر، بر محافل علمى حاکم بود، طبق این فرضیه، اجرام آسمانى به خودى خود گردشى نداشتند، بلکه در دل افلاک که اجسامى بلورین و متراکم روى هم، همچون طبقات پوست پیاز بودند، میخ کوب شده بودند، و حرکت آنها، تابع حرکت افلاکشان بود، بنابراین، در آن روز نه شناور بودن خورشید، مفهومى داشت، و نه حرکت طولى و جریانى آن. اما بعد از فرو ریختن پایه هاى فرضیه «بطلمیوس» در پرتو کشفیات قرون اخیر، و آزاد شدن اجرام آسمانى از قید و بند افلاک بلورین، این نظریه قوت گرفت که: خورشید در مرکز منظومه شمسى ثابت و بى حرکت است، و تمام منظومه شمسى پروانهوار به گرد او مى چرخند. در اینجا باز مفهوم تعبیرات آیات فوق که حرکت طولى و دورانى را به خورشید نسبت مى داد، روشن نبود. تا این که: باز علم به پیشرفت خود ادامه داد، و در این اواخر چند نوع حرکت براى خورشید ثابت شد:
حرکت وضعى آن به دور خودش.
حرکت طولى آن، همراه منظومه شمسى به سوى نقطه مشخصى از آسمان.
حرکت دورانى آن، همراه مجموعه کهکشانى که جزئى از آن است.
و به این ترتیب، یک معجزه دیگر علمى قرآن، به ثبوت رسید.
براى روشن تر شدن این مسأله، قسمتى از بحثى را که در یکى از «دائرة المعارفها» پیرامون حرکت خورشید آمده است، در اینجا مى آوریم:
خورشید داراى حرکات «ظاهرى» (حرکت یومى و حرکت سالیانه) و حرکات «واقعى» است.
خورشید، در حرکت یومى و حرکت ظاهرىِ کره آسمان شرکت دارد، در نیم کره ما از مشرق طلوع مى کند، در
طرف جنوب از نصف النهار محل مى گذرد و در مغرب غروب مى کند، عبور آن از نصف النهار، ظهر حقیقى را مشخص مى سازد.
خورشید، حرکت (ظاهرى) سالیانه اى به دور زمین نیز دارد که هر «روز» آن را قریب یک درجه از مغرب به طرف مشرق مى برد، در این حرکت، خورشید سالى یک بار از مقابل برج ها مى گذرد، مدار این حرکت، در صفحه «دائرة البروج» واقع است، این حرکت، در تاریخ نجوم اهمیت فراوان داشته است، «اعتدالین»، «انقلاب» و «میل کلى» مربوط به آن، و سال شمسى مبتنى بر آن است.
علاوه بر این حرکات ظاهرى، حرکت دورانى کهکشان، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سى هزار کیلومتر در ساعت! در فضا مى گرداند، اما در داخل کهکشان هم، خورشید ثابت نیست، بلکه، با سرعتى قریب هفتاد و دو هزار و چهارصد کیلومتر در ساعت! به جانب صورت فلکى «جاثِى عَلى رُکْبَتَیْهِ» حرکت مى کند. و این که: ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بى خبریم، به سبب دورى اجرام فلکى است که مأخذ تشخیص این حرکت وضعى خاص، نیز هست. دوره حرکت وضعى خورشید، در استواى آن، حدود بیست و پنج شبانه روز مى باشد.(1)
 
1. تفسیر نمونه، جلد 18، صفحه 411.

 

[ دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ] [ سید عبدالهی ]
درباره وبلاگ

موضوعات وب