گروه آموزشی قاصدک
ورود شما را گرامی می داریم و پذیرای نظرات سازنده ی شما هستیم.
نويسندگان
لینک دوستان
 

گفتگو با پروفسور حمید مولانا

به کوشش: سید محمد موسوی

س: آقای مولانا با توجه به حضور در آمریکا و سکونت 50 ساله شما در آنجا کمی در مورد منجی­گرایی در غرب صحبت بفرمایید؟

ج: در غرب منجی گرایی خیلی وقت است که شروع شده و مسأله تازه ­ای نیست و خیلی وسعت پیدا کرده­. از جنبه مذهبی خودشان و هم از جنبه عرفی، اصلاً تمام کارهای آقای بوش براساس منجی­گرایی است[البته با تحریف و مدل خاص خودشان]؛ وغرب در این باره فعالیت­های زیادی می­کند،

س: اقدامات غرب و دولت آمریکا به چه صورت است؟

متفکربقیه در ادامه ی مطلب تشویق


ج: منجی­گرایی در امریکا هم در سطح عرفی و هم در سطح دولتی و هم در سطح غیر دینی و هم در سطوح دینی وجود دارد دولت همیشه مردم را دعوت می­کند به یک افق بزرگی که در آینده به وجود می­آید، موعود و منجی­گرای هم در دیانت مسیح هست و هم در دیانت یهود، ولی از جنبه غیر دینی نیز، یک نهضت منجی­گرایی مسیحیت در غرب وجود دارد، کارل مارکس هم منجی گرا بود؛ او افق روشنی را نشان می­داد و می­گفت: که ما به این افق خواهیم رسید، این منجی­گرایی است یعنی در انتظار یک چیز، که در آینده خواهد آمد .چون مردم آمریکا مسیحی و حتی یهودی هستند . بحث­ منجی­گرایی از پایین به بالا است و بحث موعود از طریق پایین شروع می­شود یعنی بین عموم مردم ،شیوع بیشتری دارد ،تا در خواص آنان، بر خلاف ایران، شما کانال تلویزیونی آن‌ها را که نگاه بکنید، چند کانال درباره موعود و منجی­گرایی وجود دارد و صحبت می­کنند، روز یک شنبه، دعای آن‌ها، بیشتر ا مربوط به موعود و منجی است که حضرت عیسی می­آید و ما را نجات خواهد داد.

خوب است از جنبه تطبیقی بدانیم که در جهان چه اتفاقی می­افتد، خیلی خوب است برای مراکز مهدوی که بدانند غرب در این زمینه چه کار می­کند و همچنین برای مسلمانان امریکایی که الان 10 میلیون نفر هستند و به جمعیت آن‌ها اضافه می­شود، حدود 25 میلیون مسلمان در اروپا داریم که همه این­ها مخاطبان ما هستند.

س : برای نهادینه کردن فرهنگ مهدویت چه کار باید کرد؟

ما عرفی فکر نمی­کنیم ، وقتی به یک نظریه برسیم که مهدویت یک چیز ذاتی هست، و یک چیز فطری است، موضوع فقط راجع به اسلام نیست، راجع به یهودیت و مسیحیت تنها نیست، یک چیز می­خواهیم پیدا کنیم، در آینده یک کسی را یک منبعی را، یک نوری را می­خواهیم ببینیم، که مسائل ما را حل کند، این واقعیت دارد، این عقلانی است؛و قابل پذیرش.

یک جایی ما می­بینیم که این دروس و فرضیه­های تاریخی مهدویت می­رسد به یک موضوع قرآنی و کاملاً فلسفی که این موضوع خیلی ظاهر نیست، موضوع فطری است. این جاست که می­توان ما این مباحث را عرفی کنیم وتلطیف کنیم ؛ و این جاست که مردم عادی علاقه پیدا می­کنند.

س : روش کلیسا در غرب برای دینی کردن افراد چیست؟

در آمریکا ، کشیش­ها بحث­های اجتماعی و روانشناسی را یاد گرفتند؛ آن­ها از طریق دینی وارد نمی­شوند ، بلکه از طریق احتیاجات و نیاز های مردم وارد می­شوند و مردم خودشان می­بینند که این نیازها یک چیز ذاتی و فطری است، بعد مردم یواش یواش گرایش پیدا می­کنند، به آن چیزها،و متوجه می­شوند که این چارچوب دین است، یعنی اول به آن­ها نمی­گویند، که باید ترن سوار شوید، بلکه ،می­­­گویند شما چه می­خواهید و کجا می­خواهید بروید، و بعد خودشان را در ترن پیدا می­کنند؛ ولی ما در ایران به یک جوان می­گوییم که یک ترن داریم، که به آنجا می­رسد ؛او می­گوید که من ترن نمی­خواهم سوارم شوم، من هواپیما می­خواهم، هواپیما برایش تهیه می­کنیم. می­گوید من هواپیما نمی­خواهم، اصلاً نمی­خواهم با شما بیایم، و موضوعات مختلفی است که ما باید به آن‌ها توجه کنیم و در مورد آن‌ها راه حل پیدا کنیم.

جامعه ما با گذشته خیلی فرق کرده، ما نباید به ظاهر نگاه کنیم ، به ظاهر که نگاه کنیم، می­بینیم که همه چیز درهم برهم است و ابتذال همه جا را گرفته، ولی در باطن همین­ها، احتیاجاتی است که افراد به آن فکر نکردند، سوالاتی دارند که نمی­توانند خودشان به آن جواب بدهند، اگر ما بتوانیم از آن دید ببینیم و از دید آن افراد و از درون آن افراد، نگاه کنیم ما می­توانیم تئوری­های مهدویت را خیلی بهتر و شفاتر مطرح کنیم.

س: راه حل شما برای انتقال آموزه مهدویت و گسترش آن چیست؟

ج : می­توان این متون مهدویت را به صورت ساده و همه فهم آنجا مطرح کرد و فعالیت را فراسوی مرزها برد، فراتر از قم و حوزه علمیه و این جریان چگونه محقق می شود، یه وسیله توزیع، مشکل در ایران مشکل توزیع است . قدرت امروز قدرت توزیع است و نه تولید، وقتی تولید باشد و نتوانیم توزیع کنیم به هیچ دردی نمی خورد.

توزیع در اذهان مردم مشکلترین شکل توزیع است، حتی زیر ساخت توزیع انتشارات در ایران خیلی ضعیف است. تا چه رسد به توزیع افکار، باید یک سیستم یک پارچه ایجاد کرد که هدف اول آن توزیع باشد و این مشکل بزرگ ماست، موضوع توزیع، پایه قدرت بین الملل است.

ما همین الان اطلاعات زیادی داریم، ولی مشکل از این جا شروع می شود. و آن توزیع است. کجا توزیع کنیم، چطوری توزیع کنیم، غرب تمام توانش را برای توزیع گذاشته . 80% نیرو برای توزیع است، ما باید از اذهان مردم شروع کنیم و در ایران هیچ کس چنین کاری نکرد، همه توانایی خودمان را صرف می کنیم، که حرف نو بزنیم، بعد کتاب می شود و چاپ می شود، ولی توزیع که ناقص باشد، هیچ کاری نکرده ایم، وقتی شما بتوانید توزیع بکنید تاثیر گذار هستید، وقتی توانستید در اذهان مردم جهان تأثیر بگذارید، و این اندیشه­ها را به صورت ساده و روان منتقل کنید، آن وقت شما موفق خواهید بود، من اگر بتوانم به صورت ساده بنویسم،موفق خواهم بود. باید در موضوعات، ساده برای مردم بنویسیم. باید از ذهن مردم استفاده کنیم، موضوع مهدویت را باید فکر کرد، چگونه بین مردم همه گیر بشود و مردم نسبت به آن کنجکاو بشوند . تا ذهنیت حاصل نشود، نمی شود کاری کرد، ما حتی جوی نداریم که آب زلال معارف را در آن بریزیم، موضوع توزیع خیلی مهم است.

س :انگیزه شما از این که تصمیم گرفتید بیشتر ایران باشید تا آمریکا چیست؟

ج :من تمایلی داشته­ام از همان ابتدا، از اول انقلاب، برای اسلامی کردن ، رشته­ای که خودم در آن تخصص دارم ، روابط بین الملل و ارتباطات، و ارتباطات نه فقط از جنبه رسانه­ای آن، بلکه به صورت کلی، چون بدون ارتباطات ما هیچی نمی­توانیم داشته باشیم ، جامعه­ای وجود ندارد ، اقتصادی نمی­تواند باشد، اصلاً دین نمی­تواند وجود داشته باشد، بنابراین چطور می­شود یک چیز خیلی بزرگ را آورد و تئوریزه کرد و یک دیدگاه اسلامی به آن داد، چون بالاخره اگر ما به آن ]دیدگاه اسلامی[  ندهیم، چون راجع ارتباطات صحبت می­کنیم، گرایش پیدا می­کنیم به افکار کسانی دیگر و کسانی خواهند آمد و کارها خواهند کرد، که شاید پشیمان شویم.

من به کشورهای دیگر اسلامی هم سفر کرده مصر، اندونزی و… صحبت کردم دراین زمینه حتی با اهل تسنن، ولی خوب دوست دارم من این پروژه را در ایران دنبال کنم . چون درباره نظریات بین­الملل و ارتباطات، ما در غرب به بن­بست رسیدیم، در غرب ،ارتباطات و روابط بین­الملل بیشتر از جنبه اقتصاد، سیاست، روان شناسی، مردم شناسی، تاریخ و ... مطالعه شده ولی از جنبه معنوی، و عرفان و اسلام ، کمتر به آن پرداخته شده و اسلام هم قطعاً برای آن جواب دارد.

من می­خواهم ارتباطات را از دید قرآن و روایات بیان کنم، و چون قطعا قرآن برای آن‌ها جواب دارد، به عنوان مثال امروز همه می­گویند رسانه­ها مهم هستند ، این الگوی رسانه­ها که اسلامی نیست، پس اگر کسی بگوید، الگوی رسانه اسلامی چیست و چه مشخصاتی دارد، ما چیزی نداریم بگوییم، مشکل این است که ما نه فرمول آن­ها را خوب بلد هستیم و نه خودمان فرمول داریم.

همان طوری که شما می­خواهید مهدویت را در بین مردم زنده کنید، من هم می­خواهم ارتباطات ­اسلامی را در بین خودمان زنده بکنم. این یکی از پروژه­های من است یعنی اسلامی کردن ارتباطات، پروژه­ دیگری هم هست و آن اینکه من 50 سال است که در آمریکا بودم، من دانشجو بودم، دکترا گرفتم بعد دانشکده تأسیس کردم، استاد تربیت کردم، در وسط امپراطوری آمریکا، حال اگر کسی از من پرسید که در این پنجاه سال چی یاد گرفتی از آمریکا، و آمریکا چطوری کار می­کند و چگونه اداره می­شود. شما یک کتاب 500 صفحه­ای نیاز دارید تا به این پرسش­ها جواب بدهد، اگر من بتوانم  این را بکنم شاید خدمت بزرگی به جهان اسلام کرده باشم، و حتی به خود آمریکایی­ها، و یکی از وظایف ما است، که باید انجام دهیم.

منبع :مجله امان شماره 10

[ شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٤٧ ‎ب.ظ ] [ سید عبدالهی ]
درباره وبلاگ

موضوعات وب